حسن حسن زاده آملى
277
هزار و يك كلمه (فارسى)
بىقيمت است . هم به مؤمنين مخلص مىخندند و هم به كفار مخلص . اين دسته منافقاند و به مقتضاى وقت اگر ايمان غلبه داشته و انتفاع از آن برده شود در نهايت اظهار ايمان و زهد و ورع مىكنند و اگر كفر غلبه كند تغيير حال داده اول كافر مىشوند و در مقابل اين فرقه دو فرقهء ديگرند كه احترام عقيده پيش آنها واجب است و آنچه را حق فهميدهاند در آن اثبات دارند و براى مذهب خود قيمتى قائل هستند . اين دو فرقه يكى مؤمن مخلص است و ديگرى كافر مخلص . اما مؤمن مخلص حاضر است مال و جان خود را فداى مذهب خود كند و اگر هزار گونه فوائد از مال و جاه در كفر ببيند البته دست از دين برنمىدارد و همچنين كافر مخلص در عقيدهء خود مثل مؤمن مخلص است ، پس كليهء مردم سه قسم بيش نيستند و ما هم امروز در بين مردم عصر خود اين سه دسته را به رأى العين مشاهده مىكنيم . مطلب دوم خداوند براى منافقين چهار صفت زشت بيان فرموده و نيز فرموده كه براى هر يك چه عاقبت وخيمى است : اول - خدعه كردن و فريب دادن ، دوم - فساد كردن ، سيم - تصلّف يعنى به عقل خود باليدن و ديگران را سفيه و بىعقل دانستن ، چهارم - استهزا كردن مؤمنين . اما خدعه كردن عبارت از اين است كه باطن زشت را به ظاهر نيكو بپوشند و در انظار جلوه دهند و خدعه مخفى كردن است و به اين جهت صندوقخانه را « مخدع » گويند يعنى محل پنهان كردن . منافقين اگرچه مىخواهند خدا و پيغمبر را فريب دهند و لكن خود را فريب مىدهند و با خويش خدعه مىكنند نه با خدا و اگر كسى گويد چگونه مىشود شخصى خود را فريب دهد چون خدعه به معنى اخفاى حقيقت است و هركس براى خود حقيقتش ظاهر است ؟ گوييم : در انسان قواى مختلف خلق شده مانند عقل و شهوت و غضب ، و همينطور كه منافقين